یلدا در کوچه‌ های فقر

فریاد تنهایی کودکان جامعه و شهرمان حمایت می کنم

یلدا در کوچه‌ های فقر

یلدا نام طولانی‌ترین شب سال در تقویم ایرانی است. در این شب بر اساس یک رسم کهن مردم ایران به دیدار اقوام و بزرگان خود می‌شتابند و در جشن یلدا در کنار هم از انواع میوه‌ها و آجیل‌ها می‌خورند و این شب را تا صبح جشن می‌گیرند؛ اما در این طولانی‌ترین شب سرد زمستان که یک جشن کهن ایرانی است در همین ایران، کودکان بسیاری هستند که تنها و بی‌کس در شهر کار می‌کنند و از سرما به خود می‌لرزند. برخی از این کودکان حتی یک کبریت هم برای گرم شدن ندارند. این کودکان معصوم که معمولاً یا در خانواده‌های فقیر زندگی می‌کنند و یا توسط قاچاقچیان خرید و فروش کودکان شکار شده‌اند، تمام طول روز و شب در سرما و گرما در خیابان‌ها به گدایی و فروش فال و گل و دستمال و… مشغول هستند.

کمک نقدی و غیرنقدی

اطلاعات شما

مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید:

یلدا بلندترین شب سال است

اما نه به بلندای ظلمت اندوه در کوچه‌های فقر

روایتی دیگر از یلدا

می‌دونی امشب شب یلداس؟
ـ یلدا؟! یلدا که اسم خواهرمه که سر چهارراه فال می‌فروشه!
ـ می‌دانی لحظۀ سال‌تحویل چه لحظه‌ای هست؟
ـ آره، وقتی‌که من سر چهارراه حاجی‌فیروز می‌شم اما دلم نمی‌خواد جلو مردم ادا در بیارم تا اونا شاد باشن و من پول بگیرم.
در کوچه‌هایی که بوی غربت می‌داد، قدم گذاشتیم تا بچه‌ها را به یک جشن دعوت کنیم، اولین جشنی که تابه‌ حال در محلۀ دروازه غار گرفته می‌شد! بچه‌ها حتی با نام جشن هم بیگانه بودند. مرد میان‌سالی می‌گفت ما فراموش‌شده‌های شهر هستیم، یلدا را یادمان رفته بود، به هندوانۀ قرمز لبخندی زد و گفت شما نور را به این محله آوردید. بعد از مدت‌ها حس کردیم کسی به یادمان هست. سال ۱۳۸۶ جمعیت تصمیم گرفت آیین یلدا در کوچه‌های فقر را برگزار کند. جشنی که قرار بود آیینی شود برای تقسیم شادی به‌ منظور ترویج دگرخواهی؛ قرار بود برکتی شود برای تشکیل خانه‌های ایرانی؛ قرار بود در طولانی‌ترین شب سال نور به جنگ سیاهی و ظلمت برود و در آغاز زمستان سلامشان را به گرمی پاسخ بدهیم تا سرمای زندگی‌شان سخت سوزان نباشد.
«بی‌قرار پشت در بودند؛ پر از شور کودکانه، وارد شدند و فضا را پر کردند از عشق.» هندوانه، لبو، باقالا، آجیل، شیرینی، انار همه را در مشمای خود می‌ریختند و در جواب ما که همین‌جا بخورید، می‌گفتند: «باید ببریم خونه تا بقیه هم بخورند» و تو می‌ماندی این‌همه مهر، حتی در قبال پدری که هر روز در دود مواد، کودکی او را به یغما می‌برد.
یلدا هرسال برگزار شد و هرسال بزرگ‌تر و بزرگ‌تر، تا جایی که در سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ در بیشتر شهرها و استان‌هایی مثل اصفهان، آمل، البرز، ساری، گرگان، زنجان، بوشهر، کرمانشاه، خراسان رضوی، شیراز، قم، سیستان بلوچستان، کردستان، ایلام و… برگزار شد و همه و همه به سمت کودکان شهر خود شتافتند تا آن‌ها را شاد کنند.